به‌روز شده در: ۱۶:۵۹ - ۲ آبان ۱۴۰۰
نظر شما
* نام:
ايميل:
* نظر:
كدخبر: ۶۳۰۸۹
تاريخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۴۰۰ - ۰۹:۱۸
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
نان خوري آنلاين !
منفی بافی و منفی سرایی هم برای خودش عالمی دارد؛ حکایت این روزهای کسانی است که می خواهند در فضای مجازی و یا برخی سایت های خبری كه نام اقتصادي ……. لايو را با خود به يدك مي كشند، ره صد ساله را چند شبه و چند روزه بپیمایند.
ماد نیوز؛مهسا نظری – ظاهرا هر کسی که می خواهد نانی بخورد و نیمچه معروفیتی دست و پا کند یکراست می رود سراغ نوشته هایی از نوع « گله گذاری »، « چرا این گونه شد»، « چرا آنگونه نشد»، «این چه وضعیتی است» و از این دست نوشته ها؛ اما وقتی به محتوای متن نگاهی می اندازی، نه نقدی می بینی و نه دلیلی بر اثبات مدعایی، آنگاه می مانی که طرف عجب اعتماد به نفسی دارد! حال تنها چیزی که قضاوت تو را شکل می دهد این است که صاحب نوشته یا به دنبال نان است و یا در پی نام!اا . اين درحالي است كه اين وسط عده اي هم با پول پاشي به برخي ازرسانه هاي زرد و اقتصادي از نوع …..آنلاين ها براي تخريب عملكرد خودرو ساز براي رسيدن به مقاصد خيالي خود خرمگس معركه مي شوند.

شاید این شائبه برای برخی همکاران رسانه ای به وجود آید که روی سخن با کیست؟ آیا انتقاد و بیان نظرات غیر موافق، از سوی نگارنده مورد مذمت قرار گرفته؛ واقعیت چیست؟ چنانچه بخواهیم در یک جمله پاسخ روشن و صادقانه ای بدهیم این است که در هزاره ی سوم، صاحبان کسب و کار و بنگاه های تولیدی مصون از اشتباه و خطا نیستند؛ اما آن هایی موفق تر و پیروز میدان رقابت خواهند بود که به دیدگاه ها، نقدها ي سازنده و دلسوزانه بی توجه نبوده و پیوسته عملکرد خود را پایش و ارزیابی کنند.

اما آن روی دیگر سکه را هم باید دید! دنیای مجازی، با رشد سرسام آور خود وارد حریم واقیعت ها شده و دنیای واقعی انسان ها را نیز تحت تاثیر قرار داده است. با همه ی زیبایی ها، شگفتی ها و اهمیتی که در دنیای پیچیده ی مجازی به چشم می خورد، معایبی نیز بر آن مترتب است.

چنانچه از منظر رسانه ای به این معضل بنگریم خواهیم دید که اطلاعات غير موثق و بسیاری بدون نام ونشان و… در چشم بر هم زدنی ارسال می شود و متاسفانه از سوی برخی دریافت کنندگان نیز مورد پذیرش قرار می گیرد؛ بدتر اینکه این گونه داده ها با نرم افزارهای بسیار ساده به متن هایی برای انتشار در رسانه های نوشتاری و یا سایت های خبری تبدیل می شود، بدون آنکه مورد راستی آزمایی قرار گیرد. کاربران بسیاری نیز به این داده ها استناد می کنند، بی آنکه بدانند هیچ اعتبار و سندیتی در آن دادها نیست.

معضل یاد شده، حکایت این روزهای آشفته بازاری است که فضای لازم را در اختیار برخی از سايت هاي به اصطلاح اقتصادي و کارشناسان كاغذي خودرويي و رسانه های مجازی ِ بی نام و نشان قرار داده تا شاید از این رهگذر نان و نامی برچینند! می گویند و می نویسند، بی هیچ سند و مدرکی، بدون نقادی و ارائه ی دیدگاه کارشناسانه! ناجوانمردانه می نویسند تا دمشان را ببینی و شروطشان را بشنوی و آه از نهادت بیرون شود که خداوندا این دیگر از کجای ناکجا آباد سربرآورده؛ اخلاق حرفه ای را در کدام مکتب و دانشگاه آموخته؛ گمراهی افکار عمومی را چگونه و با چه وجدانی بر می تابد؟

بیان نکات یاد شده اصلا به مفهوم نبود ضعف و کاستی در صنعت خودروسازی داخلی نیست، اما چنانچه کلاه خود را قاضی کنیم، شاید از خود بپرسیم که کدام صنعت و محصول تولیدی کشور به رشد و تکامل لازم رسیده است و می توان ادعا کرد که هیچ نقصی در آن نیست؟ در حالی که بالعکس می توان مدعی بود، صنعت خودرو کشور با همه ی پیچیدگی ها و حاشیه هایش نه تنها از رشد و توسعه ی بیشتری برخوردار بوده، اما در عین حال بیش از حوزه های دیگر نیز مورد بی مهری و کم لطفی واقع شده است! حتی در بحران های سیاسی و اقتصادی نیز همواره آسیب ها و تحریم ها در آغاز بر پیکر این صنعت فرود آمده است، در حالی که دوباره و چند باره دست بر زانوی خود گذاشته، کمر راست کرده و پیشرو و لیدر بودنش را به رخ کشیده است. بنابراین با هر سختی و مشقتی همواره چرخ تولیدش چرخیده و مسیر صنایع ریز و درشت را نیز هموار ساخته است.

فراموشمان نشود، افتخارات و دستاوردهای این صنعت آنقدرها بوده که گاهی برای پُز دادن و نشان دادن عظمت و پیشرفت کشور، از این صنعت فراوان مایه گذاشته اند و بسیار وصفش کرده اند. گاهی نیز ناباورانه با سودجویان و مخالفان قسم خورده ی این صنعتِ همنوا و همراه شده اند و خواسته یا ناخواسته حرمتش را شکسته اند. توجه به همین یک نکته کافی است تا بدانیم کم ترین کاری که خودروسازان داخلی انجام داده اند، صدها هزار شهروند این آب و خاک را -که شاید از پدران، برادران، خواهران و اقوام ما باشند – صاحب شغل کرده و از برکت وجودش، روزی ِ حلال برای خانواده هایشان می برند، ضمن اینکه در بدترین شرایط اقتصادی حتی یک نفر نیروی انسانی در آن تعدیل نشد! قدر همین یک قلم را بدانیم کافی است.